تبليغاتX
دانستنیها و اطلاعات عمومی
مطالب طنز، علمی، دینی، تاریخی و ... به همراه فایلهای صوتی و تصویری و نرم افزارهای کاربردی

Axolotl 

Axolotl شناخته شده ترین گونه از سمندرهای ببری (Tiger Salamander) می باشد که در مکزیک یافت می شود. محل اولیه زندگی این جانور در دریاچه های اطراف مکزیکوسیتی می باشد. Axolotl از نظر قابلیت منحصر به فرد در بازسازی اعضای از دست رفته و بزرگ بودن جنین این جانور مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است.

Axolotl

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 
گروه ترجمه، آزاده بهرامجي؛ زماني که نوماتر تاگاريا - زني که مدعي است با ارواح ارتباط دارد - مدعي شد که مي تواند بنزين پالايش يافته شده را از دل سنگي که به آن با وسيله خاصي ضربه مي زد خارج کند، وزراي موگابه رئيس جمهور زيمبابوه فکر کردند که مشکل سوخت اين کشور ديگر براي هميشه حل شده است.

آنها بعد از ديدن معجزه باورنکردني اين زن 5 ميليون دلار زيمبابوه به او جايزه دادند. اين مبلغ در اوايل سال ارزشي معادل 7/1 ميليون پوند داشت که اکنون به يک هفتم ارزش خود نزول کرده است. دولت براي مراقبت از صخره يي که از آن بنزين تصفيه شده خارج مي شد چند افسر مسلح را تعيين کرد. اين صخره در 100 کيلومتري حراره واقع است. يک سال پس از ادعاي اين زن مرتبط با ارواح، دولت تازه فهميد که چه کلاه بزرگي به سرش رفته است. هم اکنون اين زن توسط پليس دستگير شده و در انتظار زمان تشکيل دادگاهش به سر مي برد. در اسناد موجود در دادگاه آمده است که خانم تاگاريا 15 ماه وزراي کابينه، ماموران بلندمرتبه ارتش و بزرگان احزاب سياسي را بازي داده است. همه اين افراد باور داشتند که اين زن با وسيله خاصي که در اختيار دارد، مي تواند از دل سنگ بنزين تصفيه شده خارج کند. او مدعي بود سوخت جاري از صخره مذکور مي تواند نياز اين کشور را براي 100 سال تامين کند.

وکيل اين زن بيان داشت که او هيچ يک از اتهامات وارده به خود را نپذيرفته و هيچ يک از پاداش هاي گرفته را نيز به دولت پس نداده است. هنوز هيچ تاريخي براي دادگاه رسيدگي به پرونده اين زن کلاش تعيين نشده است. يک اقتصاد دان که مايل بود نامش فاش نشود گفت؛ «اين داستان به هيچ عنوان باور کردني نيست. اما واقعيت اين است کساني که مشکل نفت را مي خواهند به کمک جادوگران و رابطان با ارواح حل کنند همان کساني هستند که سياست هاي موگابه مبني بر چاپ پول براي کاهش تورم را قبول دارند،»

بختک تورم، فقر و قحطي پس از 27 سال شکست اقتصادي بر پيکر کشوري که زماني موفق ترين و ثروتمند ترين کشور آفريقا بود افتاده است.

بنا به ادعاي پليس اين زن 35 ساله سال گذشته يک دستگاه پمپ بنزين را در حوالي تپه هاي چين هوي پيدا کرد. اين دستگاه احتمالاً پس از جنگ داخلي اين کشور در دهه 1970 در آنجا رها شده بود.

او لوله هايي را از اين دستگاه به صخره يي که در نظر داشت متصل کرد. دستيار او پس از اينکه او به اين صخره ضربه مي زد دستگاه را روشن مي کرد تا سوخت از آن بيرون بيايد. اين دستگاه پس از مدتي از کار افتاد اما خانم تاگاريا دست بر دار نبود. او به صورت آزاد اقدام به خريد بنزين مي کرد و سوخت را در لوله ها نگه مي داشت تا وانمود کند که اين سوخت از صخره بيرون مي آيد. در ماه ژوئن دولت به اين نتيجه رسيد که ادعاي اين زن مي تواند صحت داشته باشد. بنابراين دولت حاضر شد بر روي ادعاي او سرمايه گذاري کند، متاسفانه دولت زيمبابوه به جاي صلاح و مشورت کردن با يک زمين شناس مستقيم دست به کار شد و اين منطقه را در اختيار خود گرفت تا از آن سوخت خارج کند،

دست اين زن زماني رو شد که هياتي از وزرا براي بار دوم جهت بازديد از اين منطقه اعزام شدند. از آنجا که اين زن نتوانست ادعاي خود را ثابت کند ناگهان غيبش زد و پليس تنها پس از جست وجوي زياد توانست او را دستگير کند.

يکي از وکلاي دادگستري که نخواست نامش فاش شود، گفت؛ «دستگيري اين زن کار اشتباهي است. پليس به جاي اين زن بايد افراد کوته فکري که ادعاي او را باور کرده اند، دستگير کند.»
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

تصویر یک موجود عجیب

این عکس که توسط یک دوربین کار گذاشته شده در جنگلهای پنسیلوانیا در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۷ گرفته شده است موجود بسیار عجیبی را نشان می دهد. به عقیده بر خی کارشناسان اسن موجود می تواند همان موجود افسانه ای پاگنده (Bigfoot) باشد و به عقیده برخی دیگر این موجود یک خرس است که دارای بیماری شدید پوستی! می باشد. ( منبع)

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 
از «هفت گنج» يا عجايب بارگاه خسروپرويز بارها در منابع مختلف نامى به ميان آمده است. «ساسانيان» اثر «كريستين سن» يكى از منابعى است كه به اين عجايب اشاره كرده است و از گنج گاو، دستمال نسوز، تاج ياقوت‌نشان، تخت طاقديس، طلاى مشت افشار، گنج بادآورد و شطرنجى از ياقوت و زمرد به عنوان عجايب هفت‌گانه بارگاه پادشاه ساسانى نام برده است. فردوسى نيز در قصيده اي، از «هفت گنج» خسروپرويز نام مى برد. هنديان بودايى هم به تقليد از «هفت گنج» خسروپرويز، پادشاه ساسانى ، «هفت گوهر» را ترتيب داده بودند.

گنج گاو

كشاورز مثل هر روز، «غباز» (خيش گاو آهن) را برداشت و به سوى مزرعه حركت كرد. به مزرعه كه رسيد توشه ظهر را زير درختى گذاشت و با «غباز» به سمت راست مزرعه رفت. تا «غباز» را در زمين فرو كرد متوجه شيئى سخت شد. با دست شروع به كندن زمين كرد و ناگاه با ظرف قديمى برخورد كرد. آن را بيرون آورد، ولى باورش نمى شد. ظرف پر از سكه بود. سكه را كه نگاه كرد نام اسكندر روى آن حك شده بود. كشاورز براى نشان دادن حسن نيت خود نسبت به پادشاه خسروپرويز ظرف را نزد او برد. شاه فورا دستور داد تا مزرعه را بكنند و ظروف ديگر را از خاك بيرون بكشند. صد كوزه نقره و طلا كه مهر اسكندر بر آن حك شده بود، از خاك بيرون آمد. خسرو پرويز، اين گنجينه را كه يكى از عجايب هفت گانه كاخش بود، گرفت و يكى از كوزه ها را به كشاورز داد. گنج را در جايى از كاخ مخفى كرد و آن را «گنج گاو»ناميد.

دستمال نسوز خسرو‌پرويز
يكى ديگر از عجايب بارگاه خسروپرويز دستمال او بود. شاه بعد از هر غذا خوردن با دستمال، دست هاى خود را پاك مى كرد و چون كثيف و چرب مى شد آن را درون آتش مى انداخت تا آتش آن را تميز كند، دستمال پاك مى شد ولى نمى سوخت. به احتمال قوى جنس اين دستمال از پنبه كوهى بوده است.

تاج ياقوت‌نشان خسرو پرويز
از ديگر عجايب كاخ او تاج خسرويى بود. تاج خسرو پرويز از مقدار زيادى طلا و مرواريد ساخته شده بود. ياقوت هاى به كار رفته در تاج طورى مى درخشيد كه به جاى چراغ در شب از آن استفاده مى كردند و ياقوت هايش همه جا را روشن مى كرد. زمردهايش چشم افعى را كور مى كرد. اين تاج آنقدر سنگين بود كه زنجيرهايى از طلا را از سقف آويزان كرده بودند و تاج را بر اين زنجيرهاى طلا بسته بودند، طورى كه تاج به هنگام نشستن شاه روى سرش قرار بگيرد و سنگينى تاج را احساس نكند.

تخت طاقديس بارگاه خسروپرويز
يكى ديگر از عجايب بارگاه خسرو تخت طاقديس اوست. شكل اين تخت مانند طاق بود و جنسش از عاج و نرده هايش از نقره و طلا بود. سقف اين تخت از زر و لاجورد بود. صور فلكي، كواكب، بروج سماوي، هفت اقليم، صورت هاى پادشاهان، مجالس بزم و شكار، بر اين سقف، حك شده بود. روى آن وسيله اى براى تعيين ساعت روز نصب شده بود. چهار ياقوت، هر يك به تناسب يكى از فصول سال ديده مى شد. بر بالاى آن وسيله اى بود كه قطراتى مانند قطرات باران را فرو مى ريخت و صدايى رعدآسا به گوش مى رسيد.

تخت طاقديس


طلاى مشت افشار
خسروپرويز قطعه طلايى اعجاب انگيز داشت كه به طلاى مشت فشار يا مشت افشار معروف بود . اين قطعه طلا به اندازه مشت پادشاه و چون موم نرم بود. اين قطعه زر به هر شكلى حالت مى گرفت.اين قطعه طلا را از معدنى در تبت براى خسرو استخراج كرده بودندو200 مثقال وزن داشت.

گنج بادآورد
«گنج بادآورد» از عجائب ديگر دستگاه پرويز است. هنگامى كه ايرانيان اسكندريه را محاصره كردند، روميان ثروت شهر را در كشتى هائى نهادند تا به مكانى امن بفرستند، اما باد به جهت مخالف وزيد و كشتى به سمت ايرانيان آمد .ثروت را به تيسفون بردند و« گنج باد آورد» ناميدند.

شطرنجى از ياقوت و زمرد
از عجايب ديگر دستگاه پادشاه ساساني، شطرنج مخصوصى از جنس ياقوت و زمرد بود.

خسروپرويز شايد از معدود پادشاهانى باشد كه از همسرش نيز در برخى از منابع تاريخى به عنوان يكى از عجايب دربار او نامبرده شده است. در تاريخ ثعالبى به جز آنچه كه در بالا اشاره شد ، از زن او شيرين، قصرش تيسفون، درفش كاوياني، رامشگران دربار ساساني، اسب خسرو به نام شبديز و فيل سفيد دربار نيز به عنوان گنج‌هاى خسرو و عجايب دربار او ياد شده و درباره برخى از آنها توضيحاتى آمده است. در تاريخ ثعالبى آمده است: «شيرين وخسرو در جوانى دلباخته يكديگر شدند، اما وقتى خسرو به پادشاهى رسيد شيرين را فراموش كرد. شيرين كه بار ديگر در پى جلب عشق خسرو برآمده بود، روزى در سر راه شكار او قرار گرفت و آتش عشق فراموش شده در دل خسرو روشن شد.اودر همان لحظه او را به زنى گرفت.شيرين بعد از راهيابى به كاخ پس از چندى مريم بانوى اول زرتشتيان را مسموم كرد و خود زن اول دربار شد.»

اسب خسرو «شبديز» هم از ديگر عجائب كاخ اوست كه در تاريخ ثعالبى از آن نامى به‌ميان آمده است .خسرو گفته بود اگر كسى خبر مرگ «شبديز» را بدهد او را خواهد كشت .هنگامى كه« شبديز» مرد تنها «باربد» جرات كرد نغمه اى را بخواند و در آن خبر مرگ شبديز را بدهد. او خواند: «ديگر شبديز نمى‌خواند و نمى‌چرد.» شاه گفت:«مگر او مرده است.» وباربد گفت:« شاه چنين فرمايد.»

«باربد» خود نيز از عجائب دستگاه پرويز بود .«سركس» از خنياگران دربار كه به او حسادت مى كرد در فرصتى مناسب او را كشت. خسرو وقتى دانست باربد به دست سركس كشته شده است دستور قتل«سركس»را هم داد.
 
تخت طاقديس . تخت خسرو پرويز را که از فريدون به وي رسيده بود طاقديس ميگفتند. گويند جميع حالات فلکي و نجومي در آن ظاهر ميشده و آن سه طبقه بوده و در هر طبقه جمعي از ارکان دولت او جابجا قرار ميگرفته اند و خسرو پرويز بر آن تخت ملحقات و تصرفات کرده بود. (برهان ). طول آن تخت يکصد و هفتاد ذراع و عرض آن يکصد و بيست ذراع و مکلل بجواهر بود. (غياث اللغات ). و در حاشيه چاپ جديد برهان که به اهتمام دکترمعين منتشر شده آمده است : هرتسفلد رساله ممتعي در باب تخت طاقديس نوشته اشاره بقول مورخ بيزانسي کدرنوس کرده که او از يکي از کتب تئوفان (نيمه دوم قرن هشتم م .) روايت کرده است . کدرنوس گويد هرقل قيصر پس از انهزام خسرو پرويز در سال 624 وارد کاخ گنزک شد.
 
«بت خسرو را ديد که هياتي مهيب داشت و تصوير پرويز را هم مشاهده کرد که بر بالاي کاخ بر تختي قرار گرفته بود. اين تخت بکره بزرگي مانند آسمان شباهت داشت و در گرداگرد آن خورشيد و ماه و ستارگان نمودار بودند که کافران آنها را مي پرستيدند و تصوير رسولان شاه نيز در گرد آن بود که هر يک عصايي در دست داشت . در اين گنبد بفرمان دشمن خدا (يعني خسرو) آلاتي تعبيه کرده بودند که قطراتي چون باران فروميريخت و آوايي رعدآسا بگوش ميرسانيد...» (کريستنسن ايران در زمان ساسانيان ص 466 ببعد):

ز تختي که خواني ورا طاقديس
که بنهاد پرويز در اسپريس ...
بياورد پس تخت شاه اردشير
وز ايران هر آن کس که بد تيز وير
بهم درزدند آن سزاوار تخت
بهنگام آن شاه پيروز بخت
ورا درگر آمد ز روم و ز چين
ز مکران و بغداد و ايران زمين
هزار و صد و بيست استاد بود
که کردار اين تختشان ياد بود...
بفرمود تا يکزمان دم زدند
بدو سال تا کار بر هم زدند...
به رش بود بالاش صد شاه رش
چو هفتاد رش بر نهي از برش ...
برويش ز زرين صد و چل هزار
ز پيروزه بر زرّ کرده نگار
همه نقره خام بد ميخ و بش
يکي ز آن بمثقال بد شصت و شش ...
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

فوايد انار

فوايد انار براي سلامتي:

1-انار غني از آنتي اكسيدانهاي قوي پلي فنوليك(POLYPHENOL)، تانن(TANNINS)،(PUNICALAGINS) و(ANTHOCYANINS)  ميباشد.

2-الاژيك اسيد ELLAGIC ACID موجود در اناراز بروز سرطان جلوگيري كرده و رشد تومورهاي سرطاني را كند ميسازد.

3-انار براي سلامتي قلب و عروق، جلوگيري از تصلب شريانها و سكته ها، جلوگيري از پيري زودرس و آلزامير و پيشگيري از سرطانها بويژه سرطان پروستات مفيد است.

4-آب انار خاصيت ميكروب كشي و ضذ عفوني كنندگي دارد.

5-يك انار معمولي 40 درصد نياز روزانه بدن به ويتامين C را تامين ميكند. همچنين انار منبع خوبي از اسيد فوليك، پتاسيم و آهن ميباشد.

6-كاهش فشار سيستوليك خون و كلسترول بد نيز از ديگر خواص انار ميباشد.

7- آنتي اكسيدان هاي موجود در انار 3 برابر ميزان آنتي اكسيدانهاي موجود در چاي سبز و شراب قرمز است.

8-انار تشكيل پلاك عروق را تا 30 درصد كاهش ميدهد.انار ميزان نيتريك اكسايد بدن را نيز افزايش ميدهد.

9-انار خون ساز و تصفيه كننده خون است.

10-انارعطش را برطرف كرده و خنك كننده است.

11-انار براي درمان اسهال،آرتريت،زردي و بواسير مفيد است.

12-انار اشتها آور است.

13-انار در درمان كم خوني و افزايش انرژي بدن موثر و مفيد است.

14-انار تقويت كننده كبد و كليه ها ميباشد.

خواص ديگر انار:

1-دم كرده پوست انار گلودرد را تسكين ميدهد.

2-انار براي التهاب معده مفيد است.

3-انار قابض است بويژه پوست ريشه درخت و پوست ميوه آن.

4-جوشانده پوست ريشه درخت انار كرم معده را نابود ميسازد.

5-انار ادرار آور است.

6-براي درمان اسهال 30 گرم پوست انار را با 3 گرم دارچين در يك ليوان آب بجوشانيد و بصورت خنك ميل كنيد.

7-براي رفع گرفتگي صدا 30 گرم پوست انار را به همراه 2 گرم زاج سفيد جوشانده و غرغره كنيد.

8-براي رفع دل درد روي دانه هاي انار نمك و فلفل زده وآن را ميل كنيد.

9-براي رفع تب يك ليوان آب انار را به همراه اندكي زعفران ميل كنيد.

10-پوست انار را در زير نور آفتاب خشك كرده و تبديل به پودر كنيد. سپس آن را با اندكي فلفل سياه  و نمك مخلوط كرده و همراه با خمير دندان، دندانها را مسواك بزنيد. اين مخلوط باعث سفيد و درخشان شدن دندانها شده و براي سلامتي لثه ها نيز مفيد است.

11-جوشانده پوست انار براي گلودرد  و التهاب گلو مفيد بوده و همچنين خاصيت ضد كرم نيز دارد.

12-دانه انار براي حل كردن سنگ كليه و مثانه مفيد است.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

یک مجله علمی ایتالیایی با ارائه اسنادی مدعی شده است که "یوری گاگارین" اولین انسانی نیست که به فضا سفر کرد، بلکه تنها می تواند اولین انسانی باشد که زنده از فضا به زمین بازگشته است. مجله علمی ایتالیایی " Focus Storia" در آستانه پنجاهمین سالگرد پرتاب Sputnik 1، اولین قمر مصنوعی دنیا در 4 اکتبر 1957 به فضا با ارائه اسنادی مدعی شده است که "یوری گاگارین"، فضانورد روسی نمی تواند اولین انسانی باشد که به فضا سفر کرده است، بلکه می تواند اولین انسانی باشد که زنده به زمین بازگشته است.

یوری گاگارین

درحقیقت دو برادر ایتالیایی پرده از اسرار برخی از ماموریت های فضایی ناگورا اتحاد جماهیر شوروی سابق قبل از سفر یوری گاگارین به فضا در آوریل 1961 برداشته اند. این دو برادر به نام های "آکیله و جامباتیستا جودیکا کوردیلیا" در دهه های 50 و 60 در یک ایستگاه رادیو- شنود فضایی در شهر "تورینو" مسئول شنود تمام فرستنده های رادیویی فضایی بودند.

جامباتیستا جودیکا کوردیلیا به دوماهنامه " Gruner+Jahr" انتشارات "موندادوری" به مدریت "ساندرو بوئری" اظهار داشته است: "اولین ماموریت فضایی انسان در آوریل 1961اتفاق نیفتاد، بلکه تاریخ اولین ماموریت 28 نوامبر 1960 است."

این مامور سابق ایستگاه رادیو - شنود تورینو در ادامه افزود که در شب 28 نوامبر 1960 پیامی به رمز "مورس" را دریافت کرده است. متن این پیام که مرتب تکرار می شده به این شرح بوده است:" درخواست کمک از تمام دنیا".

وی در این خصوص توضیح داد : این علامت که  هرلحظه ضعیف تر می شد، از یک نقطه ثابت در آسمان ارسال می شد.

سرانجام ما متقاعد شدیم که یک ناو فضایی با سکنه اش در فضا درحال نابودی هستند. اما این تمام ماجرا نیست. در واقع ما علائم مربوط به یک پرواز دیگر را هم در دوم فوریه 1961 به ثبت رساندیم. در این ثبت ما توانستیم علائم ضربان قلب یک فضانورد را که به نظر می رسید از خفگی در حال جان سپردن است را به ثبت رساندیم. دو روز بعد از این حادثه اتحاد جماهیر شوروی سابق خبر پرتاب قمر مصنوعی Sputnik 7 به علاوه ویژگی های ناوفضایی  Vostokرا اعلام کرد و خاطر نشان کرد که گاگارین از این ناو فضایی برای سفر به فضا استفاده خواهد کرد."

وی در ادامه اظهارات خود افزود: "به این ترتیب هیچ کس نفهمید سرنوشت فضانوردی که ما شناسایی کرده بودیم، چه شد. اما "آکیله ماریو دولیوتی"، یکی از بزرگترین مختصصان قلب ایتالیا [در آنزمان] علائمی را که ما ثبت کرده بودیم مورد بررسی قرار داد و تائید کرد که این علائم مربوط به ضربان قلب یک انسان است."

در آن سالها، رژیم شوروی سابق حفاظت سختی را درباره ماموریت های فضایی خود انجام می داد، اما در زمان های بعد هم تنها یک سند را ارائه کرد که فرضیه های برادران "جودیکا کوردیلیا" را تائید می کرد. درحقیقت تئوری های این دو برادر در آن سالها توسط شبکه "بی بی سی" از اعتبار زیادی برخوردار شد.

اما به تازگی شخصی با نام "ماریو دل روزاریو" به مجله Focus Storia اسناد آرشیوی را ارائه کرده است که بر ادعاهای برادران جودیکا درخصوص ثبت ضربان قلب یک فضانورد در فوریه 1961 مهر تائید می زند.

وی در این خصوص توضح داد: "من هم به طرز واضحی این علائم را ثبت کردم و به یک پزشک نشان دادم. آن پزشک علائم را شنید و تائید کرد که مربوط به ضربان قلب یک انسان است. "

اما فرضیه های یک کارشناس رادیو "گراهان هفت" (Sven Grahn) نیز دراین خصوص شنیدنی است. وی اظهار داشته است:" در برخی موارد علائم مربوط به فرستنده های زمین به زمین را می توان جذب کرد. لازم به یادآوری نیست که  بگوییم ایستگاه های ضد موشکی که از ایستگاه های فضایی "بایکنور" محافظت می کردند، از همان بسامدهایی استفاده می کردند که فضانوردان مورد استفاده قرار می دادند. پس این علائم می توانستند توسط هواپیماهای در حال پرواز جذب شود و این دو برادر این علائم را ردیابی کرده باشند."

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

احمد شاه در دیار فرنگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

بنشین بر لب جوی وگذر عمر ببین کاین اشارات زجهان گذران مارا بس

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 
گرهارد ارتل (Gerhard Ertl)

جايزه نوبل شيمي 2007 به «گرهارد ارتل» آلماني اهدا شد. وي در زمينه شيمي سطح پژوهش هاي بسياري انجام داد. شيمي سطح يکي از شاخه هاي مهم شيمي صنعتي است و در آن فرآيندهاي بسيار گوناگوني مانند زنگ زدن آهن، کارکرد سلول هاي سوختي و چگونگي کار کاتاليزگرها در اگزوز خودروها بررسي مي شود. واکنش هاي شيميايي انجام شده در سطح کاتاليزگر ها نقش بسيار مهمي در بسياري از عمليات صنعتي (مانند توليد کودهاي مصنوعي) دارد. علاوه بر اين شيمي حتي مي تواند فرآيند تخريب لايه ازن را نيز توضيح دهد، زيرا يکي از مهمترين مراحل اين واکنش روي سطح بلورهاي کوچک يخ موجود در جو روي مي دهد. گرهارد ارتل يکي از نخستين کساني بود که توانايي هاي اين فن تازه را دريافت.

وي گام به گام روش هايي را براي دانش نوخاسته شيمي سطح ابداع کرد و نشان داد که چگونه مي توان فرآيندهاي آزمايشي گوناگوني را به کار برد و تصويري کامل از واکنش هاي شيميايي ارائه کرد.اين شاخه از شيمي به ابزارهاي آزمايشگاهي پيشرفته خلاء شديد نياز دارد. براي مثال اگر بخواهيم ببينيم يک لايه خاص از اتم ها و مولکول ها در سطح بسيار خالص يک فلز چگونه رفتار مي کنند، به چنين ابزارهايي نيازمنديم. بنابراين با دقت مي توان مشخص کرد چه عنصري جذب سيستم شده است. وجود آلودگي ها به شدت اندازه گيري ها را مختل مي کند.

براي به دست آوردن تصوير کاملي از واکنش نيازمند دقت بسيار و استفاده از روش هاي گوناگون آزمايشي هستيم.گرهار د ارتل يک موسسه آزمايشگاهي تاسيس کرد و نشان داد چگونه مي توان در اين حوزه پژوهشي دشوار به نتيجه هاي قابل اعتمادي دست يافت.بينش وي اساس علمي شيمي سطح نوين را فراهم آورد؛ روش شناسي وي هم در پژوهش هاي دانشگاهي به کار رفت و هم در پيشرفت صنعتي فرآيندهاي شيميايي.نگرشي که ارتل ارائه کرد بر پژوهش هاي وي از فرآيند هابر بوش مبتني است. در اين فرآيند نيتروژن را از هوا مي گيرند تا از آن کودهاي شيميايي بسازند. اين واکنش که براي انجام آن از سطح فلز آهن به عنوان کاتاليزگر استفاده مي شود، اهميت اقتصادي بسياري دارد، زيرا معمولاً نيتروژن کمي در دسترس گياهان است.

ارتل اکسيد شدن کربن مونوکسيد در سطح فلز پلاتين را نيز بررسي کرد.اين واکنش در کاتاليزگرهاي موجود در اگزوز خودروها روي مي دهد تا از آلايندگي گازهاي خروجي از خودرو بکاهد.گرهارد ارتل متولد 1936 در آلمان است. در سال 1965 از دانشگاه صنعتي مونيخ دکتراي شيمي فيزيک گرفت. وي هم اکنون استاد موسسه فريتز-هابي در برلين آلمان است. مبلغ جايزه 10 ميليون کرون سوئد (5/1 ميليون دلار امريکا) است که به وي اهدا مي شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

                                               

كشور سازنده گوشي خود، مزايا و معايب آن را با تايپ كردن دستور زیر بدانيد

*#06#

بعد از تايپ دستور فوق شما يك عدد 15 رقمي به شكل ذيل مشاهده خواهيد كرد

352509066316031

-اگر ارقام هفتم و هشتم 00 بود به اين معني مي باشد كه گوشي مونتاژ كارخانه سازنده و اصلي و داراي بهترين كيفيت مي باشد.

-اگر ارقام هفتم و هشتم 01 يا 10 بود به اين معني مي باشد كه گوشي مونتاژ فنلاند مي باشد و كيفيت آن خوب است.

-اگر ارقام هفتم و هشتم 02 يا 20 بود به اين معني مي باشد كه گوشي مونتاژ كشور امارات و كيفيت آن خيلي بد مي باشد.

-اگر ارقام هفتم و هشتم 08 يا 80 بود به اين معني مي باشد كه گوشي مونتاژ كشور آلمان و كيفيت آن بد نيست.

-اگر ارقام هفتم و هشتم 13 بود به اين معني مي باشد كه گوشي مونتاژ كشور آذربايجان و كيفيت آن خيلي بد مي باشد و براي سلامتي خطر دارد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

معجزات مشهوره عجیبه حضرت علی(ع) یکی حدیث بساط است که به حدیث غمامه مشهور است و در بعضی کتب مذکور است.در اینجا من این حدیث را از روایات مختلف جمع آوری کرده و در اینجا قرار می دهم.

انس گفت هدیه آوردند از جهت رسول خدا فرشی ازیک قبیله و به انس گفت آنرا پهن کن گوید که چون آن بساط را گسترانیدیم فرمود آن ده کس را بخوان پس من آنها طلبیدم و چون آمدند امر نمود ایشان را برنشستن برآن بساط پس بخواند علی را و زمانی به او راز گفت پس علی آمد و بر آن بساط قرار گرفت و باد را امر نمود که ما را بردار پس باد ما را برداشت و آن بساط به تندی تمام می رفت تا آنکه به باد گفت ما را برزمین گذار چون برزمین رسیدیم از ما پرسید که هیچ می دانید که درکدام زمین و کدام مکانید شما ما گفتیم نمی دانیم فرمود که این محل کهف و رقیم است و این جائیست که اصحاب کهف خوابیده اند پس برخیزید و برایشان سلام کنید پس ما یک به یک برخواستیم و برایشان سلام کردیم وهیچ یک از ما جواب نشنیدند پس علی برخواست و گفت السلام علیکم یا معاشر الصدیقین و الشهدا پس شنیدیم که یک بارهمه گفتند و علیک السلام ورحمة الله و برکاته

انس گوید پس من گفتم چه بود ایشان را که جواب سلام ما ندادند ورد سلام تو را کردند پس حضرت علی باز متوجه ایشان شده گفت چه بود شمارا که رد سلام بر برادران ما نکردید ایشان در جواب گفتند که ما گروه راستگویان و شهیدانیم و به آن ماموریم که بعد ازمردن حرف نزنیم و تکلم نکنیم مگر با پیغمبری یا وصی پیغمبری و بعداز آن باد را خطاب نمود که ما را بردار باد ما را برداشت و بهمان جلدی و تندی بساط را می برد تا آنکه باد را امر نمود که بساط را برزمین گذار چون برزمین آمدیم خود را در زمین مدینه یافتیم پس علی گفت ما رسول خدا را در آخر رکعت نماز خواهیم یافت پس چون آمدیم دیدیم که رسول خدا در آخر رکعت نماز است و قرائت سوره ی کهف را به اینجا رسانده که ام حسبت ان اصحاب الکهف تا آخرآیه .

و ثلعبی نیز همین حدیث را به همین طریق نقل کرده به این زیادتی که پس اصحاب کهف به حال خود خوابیدند و به همانحال خواهند بود تا آخرالزمان که حضرت مهدی هادی ظهور کنند آن حضرت برایشان سلام کند و حق تعالی ایشان را زنده کند و جواب سلام او را خواهند داد و باز تا روز قیامت خواهند خوابید و چون همه ی خلقان محشور شوند ایشان ازخواب بیدار گشته و به عرصات خواهند آمد.

حدیث بساط

وایضاازابی جعده مرویست که در بصره حاضرشدم به مجلسی که انس بن مالک نقل این حدیث می نمود دیدم که مردی برخواسته و گفت یا انس و یا صاحب رسول الله این برصی که در تو مشاهده می کنم از چیست و حال آنکه پدر من از رسول خدا نقل می کرد که مومنان به برص و جذام مبتلا نمی شوند پس انس سردر پیش افکنده اشک از چشم او روان شد و بعداز لمحه ی سرد برآورد و گفت دعای بنده ی صالح درحق من مستجاب شده چون این حرف بگفت مردمان همه ازجوانب برخواسته نزد او حاضرشده گفتند یا انس آنچه توگفتی ازبرای مابیان کن انس گفت از این درگذرید فائد نکرد هرچه التماس نمود ابرام بیشتر کردند چون دید که فائده نمی کند گفت برجای خود بنشینید تا بگویم و حدیثی که سبب این برص است بیان کنم چون مردمان به جای خود قرارگرفتند گفت بشنوید و بدانید که به هدیه آوردند از برای رسول خدا بساطی که از ابریشم بود از جانب مشرق از دهی که آنرا جندق گویند.

پس رسول خدا مرا فرستاده حکم کرد که ده تن را طلب نمایم و چون یاران حاضر شدند علی بن ابی طالب را امر فرمود که ایشان را براین بساط بنشان و ببر اصحاب کهف را زیارت نموده بازآی و مرا فرمود که ای انس تونیز برو تا هرچه ببینی مرا از آن خبردهی بعداز آن ملتفت شده به علی و گفت باد را امرکن تا شما را برداشته ببرد پس علی علیه السلام به باد خطاب نموده گفت یا ریح احملینا یعنی ای باد مارا بردار.

چون باد بساط را برداشته به هوا برد علی گفت سیرواعلی برکة الله و ما خود را در هوا بسیار می دیدیم و ازمکانی به مکانی می گذشتیم تا آنکه نوبت دیگر باد را گفت یاریح ضعینا یعنی ای باد مارا بگذار درحال برزمین قرارگرفتیم گفت هیچ می دانید که درکدام زمین نشسته اید ما گفتیم خدا و رسول و وصی او بهترمی دانند گفت این مکان اصحاب کهف است برخیزید ای اصحاب رسول خدا تا برایشان سلام کنیم پس با او رفتیم تا به خوابگاه ایشان رسیدیم اول ابی بکر و عمر سلام کردند هیچ کس جواب نداد پس طلحه و زبیر سلام کردند جواب نشنیدند پس عبدالرحمان بن عوف سلام کرد پس باقی اصحاب سلام کردند و هرکدام می گفتند السلام علیکم یا اصحاب الکهف والرقیم پس من پیش رفته گفتم السلام علیکم و رحمة الله و برکاته اناانس خدم رسول الله یا اصحاب الکهف هیچ یک ازما جواب نشنید پس ازآن علی بن ابی طالب برخواسته و گفت السلام علیکم یا اصحاب الکهف و الرقیم الذین کانوا من آیات الله عجبا پس همه یک بار گفتند و علیک السلام یا وصی رسول الله ورحمة الله و برکاته.

و چون اصحاب را به خاطر می رسید که آیا چرا مارا جواب سلام ندادند و حال آنکه جواب سلام واجب است علی پرسید که آیا اصحاب کهف چرا جواب سلام اصحاب رسول خدا را نگفتید ورد سلام ایشان نکردید باز همه به یک زبان گفتند یا خلیفة رسول الله نافئة آمنوا بربهم وزادهم الله هدی ولیس لنا اذن ان ترد السلام اعلی نبی او و وصی نبی وانت وصی خاتم النبیین وانت سیدالوصیین پس گفت آیا شنیدیدای اصحاب رسول الله همه گفتند بلی یا امیرالمومنین پس گفت برجا و مکان خود قرارگیرید و ما برگشته و هرکسی برروی بساط برجای خود قرارگرفتیم.

پس گفت یاریح احملینا و باد به همان روش مارا به هوا برده سیرمی فرمود تا آنکه آفتاب غروب نمود دیگر باره امر فرمود که یاریح ضعیناپس باد مارا فرود آورد برزمینی که به غیر زعفران و گیاهی که آن را شیح می گویند یعنی درمنه ترکی دیگرچیزی نداشت و آب در آن نبود از هیچ طرف ما گفتیم یا امیرالمومنین وقت نماز رسید و با ما آب نیست که وضوکنیم.

پس آن حضرت برخواست و نگاهی به آن زمین کرده نزدیک به ما سر پایی برزمین زد دیدیم که چشمه ی آبی پیدا شد فرمود اینک آنچه می خواستید و چون نزدیک چشمه رفتیم آبی درنهایت شیرینی و خوشمزگی دیدیم از آن آب خوردیم و وضو ساختیم فرمود که اگر این نمی بود جبرئیل از برای شما از بهشت آب وضو می آورد نماز کردیم و او تا نصف شب به نماز و عبادت مشغول بود پس گفت بر جاهای خود بنشینید که نمازصبح را یا یک رکعت آن نماز را بارسول خدا خواهید دریافت باد باز مارا به هوا برده سیرمی فرمود تا آنکه در وقت نماز صبح به مسجد مدینه رسیدیم و رکعت دوم نماز را رکعت اول گفته نماز را تمام کردیم و چون از تعقیب فارغ شدیم رسول خدا به من التفات نموده فرمود یاانس تو می گویی یا من بگویم آنچه دیدی وشنیدی گفتم یارسول الله حدیث ازدهن شماشیرینتر است پس ابتدا نموده از اول تا آخر آنچه بر ما گذشته بود به نحوی بیان فرمود که گویی با ما بوده است و چون حکایت را تمام کرد فرمود یاانس در وقتی که ابن عم من از تو گواهی طلبد گواهی خواهی داد؟ گفتم بلی یارسول الله

و چون آنحضرت رحلت نمود و ابوبکر به قهر و عدوان متولی امر خلافت شد امیرالمومنین حاضر شده در حضور جمعی کثیر گفت ای انس حکایت روز بساط و چشمه ی آب را نقل کن و گواهی که رسول خدا به آن امر فرموده بودبده من گفتم یا علی پیری مرا دریافته و همه چیز را فراموش کرده ام گفت اگر مداهنه نمایی و به خاطر داشته باشی و بعداز آن که پیغمبر فرموده کتمان شهادت کرده باشی حق تعالی سفیدی در روی تو و آتشی در جوف تو و کوری در چشم تو پدیدآرد که پنهان نتوانی داشت ومن از آن مجلس برنخواستم الا به آن سه مرض گرفتار شدم و الحال قادر به روزه ی ماه مبارک رمضان نیستم و طعام درمعده ی من قرارنمی گیرد و به آن حال بود تا بمرد و عجب تر آنکه شنیده شد والعهدة علی الراوی که اولاد او نیز مبروص می باشند نعوذ بالله منه." بر گرفته ازکتاب حدیقة الشیعه احمدبن محمد معروف به مقدس اردبیلی

از جناب سلمان فارسی رحمه الله علیه روایت شده است که فرمود : « ابوبکر و عمر و عثمان نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفتند و گفتند : تو را چه شده یا رسول الله که در هر حالی علی را بر ما برتری می دهی؟
حضرت فرمود : من او را برتری ندادم بلکه خداوند متعال او را تفضل داده است .
آنها گفتند : از کجا معلوم ؟
پیامبـر فرمــود : حال که از من قبــول نمی کنید، من شما و علـــی را پیش اصحاب کهــــف می فرستم چون در بین گذشتگان، نزد شما راستگو تر از آنها نیست، سلمان را هم شاهدتان قرار می دهم تا اینکه برآنها سلام کنید ،پس آن کسی که خداوند ایشان را برای او زنده نمود و آنها پاسخ او را دادند ، افضل است .
گفتند : قبول داریم. »
بنابر این حضرت امر فرمود و فرشی برایش پهن شد و حضرت علی علیه السلام را دعوت نمود و او را در وسط فرش نشاند و هر یک از آنها را در گوشه ای از فرش نشاند و سلمان را در کنج چهارم نشاند .

سپس فرمود : ای باد ایشان را به سوی اصحاب کهف حمل کن و نزد من بازگردانشان .
سلمان می فرماید : « باد به زیر فرش رفت و ما را سیر داد(پرواز داد) و یکباره دیدیم در مقابل غار عظیمی هستیم سپس ما را بر آن پیاده کرد
امیر المؤمنین علیه السلام فرمود : سلمان این کهف و رقیم است . به (این) قوم بگو آنها شروع می کنند یا ما شروع کنیم ؟

آنها گفتند : ما شروع می کنیم . و هر یک ایستاد و نماز خواند و دعا کرد و گفت : السلام علیکم یا اصحاب الکهف ، و احدی جوابشان را نداد.
امیر المؤمنین علیه السلام بعد آنها ایستاد و دو رکعت نماز گزارد و دعا فرمود و ندا داد : « یا اصحاب الکهف »
پس غار صدایی مهیب کرد و آن قوم (اصحاب کهف) از داخل غار با صدای بلند شروع به لبیک گفتن کردند .
سپس امیر المؤمنین علیه السلام فرمود : السلام علیکم أیها الفتیه الذین آمنوا بربهم فزادهم هدی
سلام بر شما جوانمردانی که به پروردگار خود ایمان آوردید پس خداوند هم بر هدایتتان افزود.
آنها پاسخ دادند : و علیک السلام یا أخا رسول الله و وصیّه و امیر المؤمنین ......

و بر تو باد سلام ای برادر رسول الله و وصی او و امیر مومنان ، همانا خداوند بر ما عهد گرفته که به الله و رسولش محمد صلی الله علیه و آله و بولایت امیر المومنین علیه السلام تا روز قیامتِ یوم الدین ایمان داشته باشیم .
(با دیدن این صحنه) آن گروه به رو به زمین افتادند و به سلمان گفتند: اباعبدالله مارا بازگردان .
سلمان (علیه الرحمه) گفت: این کار از دست من برنمی آید بنابراین آنها به امیر المومنین علیه السلام گفتند : ابا الحسن ما را بازگردان .

حضرت علیه السلام فرمودند : ای باد ما را به سوی رسول الله صلی الله علیه و آله باز گردان (سلمان می فرماید ) بدین صورت باد ما را حمل کرد ،پس ناگاه خود را در مقابل و پیشگاه رسول خدا صلوات الله علیه یافتیم و حضرت تمام ماجرا و آنچه رخ داده بود را برای ایشان تعریف کرد و فرمود : این دوستم جبرئیل علیه السلام است که مرا از آن با خبر نمود . در نتیجه آنها گفتند : ما الان دانستیم که فضل و برتری علی بر ما از سوی خدای عزو جل است نه از سوی تو .

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

اشک تمساح

از گذشته هاي دور اصطلاح «اشك تمساح ريختن» در ميان بسياري از ملل يا فرهنگ و زبانهاي مختلف رواج داشته است و افسانه اي قديمي مي گويد هرگاه اين حيوانات خطرناك و مهيب گرسنه مي شوند اشك مي ريزند و گريه مي كنند. بتازگي يك محقق دانشگاه فلوريدا به اين نتيجه رسيده است كه كروكوديل ها در زمان ضيافت و شكم چراني واقعاً زار مي زنند. البته به گفته اين محقق زار زدن كروكوديل ها به دلايل فيزيولوژيكي است و به آنچه از قديم درباره حقه بازي اين خزنده ماقبل تاريخي گفته مي شود هيچ ربطي ندارد.

 

«كت وليت»، جانور شناس دانشگاه فلوريدا با انجام فيلمبرداري هاي متعدد از كروكوديل ها و سوسمارها در هنگام غذا خوردن به نتايج جالبي در خصوص حالت اين خزنده ها در هنگام غذا خوردن دست يافته است. اين محقق كشف كرده است اكثريت قريب به اتفاق اين خزنده ها هنگام غذا خوردن، و زماني كه غذاي خود را از هم مي درند و مي خورند از چشمهايشان كف و حباب بيرون مي زند و حالتي شبيه به اشك ريختن در اين خزندگان مشاهده مي شود.

به گفته اين محقق در افسانه و قصه هاي قديمي به اشك ريختن اين خزنده در هنگام گرسنگي اشاره هاي بسياري شده است و حتي عجز بسياري از آدمهاي شياد نيز به گريه و اشك تمساح تشبيه مي شود، اما در واقع تمامي اينها داستان بوده و پايه و مبنايي ندارد. اين محقق براي آنكه از صحت و سقم قصه هاي مربوط به اشك ريختن كروكوديل ها سر در بياورد تصميم گرفت نگاه دقيق تري به مسأله داشته باشد و با استفاده از فناوريهاي پيشرفته تصويربرداري، به نتايج جالب توجهي هم رسيد.

اين محقق به كمك همكارش توانست پس از صدها يا هزاران سال قصه سرايي و افسانه نويسي در مورد گريه كروكوديل ها و تمساحها، واقعيت جالبي را كشف كند. البته سابقه تحقيق در خصوص اشك ريختن تمساحها به خيلي دور بازمي گردد و حتي محققي در اوايل قرن گذشته تصميم گرفت براي آزمايش اين امر پياز و نمك به چشم تمساحها بمالد و بفهمد آيا اين افسانه اشك ريختن كروكوديل ها واقعيت دارد يا خير.

اينك دو محقق دانشگاه فلوريدا راز اشك ريزي كروكوديل ها در هنگام غذا خوردن را كشف كرده اند تامشخص شود بسياري از قصه ها و افسانه هاي قديمي تا حدودي با واقعيتهاي علمي مطابقت دارند و اشك ريختن تمساحها براي طعمه بيچاره شان در هنگام خورده شدن واقعيت دارد و يك قصه و افسانه نيست. (منبع)

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

تصویری از یک لاکپشت دو سر در دستان مدیر یک مغازه جانور فروشی، پنسیلوانیا، آمریکا (منبع)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

                                         حدیثی از شب قدر

امام صادق(ع) به ابوبصير مى فرمايد: ((وصل فى كل واحده منهما مئه ركعه))؛ در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان ((واحيهما ان استطعت الى النور))؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده دارى كن ((واغتسل فيهما))؛ در آن دو شب غسل كن. ابو بصير عرض كرد اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان.
اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب را، به هر نحوى كه مى توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و اعمال مومنان پذيرفته مى شود

متنی زیبا در بیان "قدر"

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  | 

لقمان حکيم به فرزند فرمود:

ای جان فرزند ، هزار حکمت آموختم که از آن چهارصد انتخاب کردم و از چهارصد، هشت کلمه برگزيدم که جامع جميع کلمات حکمت است.

فرزندم،

دو چيز را هيچ وقت فراموش مکن:

·         خدا را

·         مرگ را

دو چيز را هميشه فراموش کن:

·         خوبی که به هر کسی کردی

·         بدی که هرکس با تو کرد

چهار چيز را نگهدار:

·         در مجلسی که وارد شدی زبان را

·         بر سر سفره ای که حاضر شدی شکم را

·         در خانه ای که وارد شدی چشم را

·         بر نماز که ايستادی دل را

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت   توسط وبلاگ نویس  |