در نیمه راه ، هواپیمای مسافری به اشتباه وارد حریم هوایی شوروی شد. جتهای روسی به این هواپیما نزدیک شدند، خلبانان جتهای روسی نمیدانستند که هواپیما حاوی مسافرهای عادی است ، آنها به هواپیما اخطار کردند که اگر خودش را معرفی نکند ، به آن شلیک خواهند کرد ولی در نهایت پاسخی دریافت نکردند.
گفته میشود در واقع پرسنل پرواز هواپیما اخطار جنگندههای روسی را دریافت نکرده بودند ، البته تا به امروز تئوریهای زیادی در این مورد وجود دارد. یک ساعت گذشت و جتها همچنان ، هواپیما را همراهی میکردند تا اینکه از مقامات روسی دستور رسید که هواپیما نابود شود. این کار انجام شد و در نتیجه 269 مسافر کشته شدند.


بعد از اینکه همه متوجه فاجعه شدند ، مقامات روسی سعی کردند عمل خود را توجیه کنند ولی رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا روسها را بربر دانست و کار آنها را «جنایتی علیه بشر که نباید فراموش شود» تلقی کرد. تنش بین ابرقدرتهای به حداکثر خود رسیده بود و نظامیان هر دو جبهه در حالت آمادهباش نظامی قرار گرفته بودند.
در یک شب سرد در 26سپتامبر سال 1983، استانیسلاو یوگرافوویچ پتروف (Stanislav Yevgrafovich Petrov) یک سرهنگ دوم نیروهای موشکی استراتژیک سر کارش بود او به جای همکارش که به علتی نتوانسته بود در محل کار ظاهر شود ، پست میداد و آسمان شوروی را پایش میکرد... کمی از نیمهشب گذشته بود که پتروف هشداری از یک کامپیوتر گرفت : یک موشک اتمی از سوی آمریکا شلیک شده و مقصدش مسکو است!
پروتکل نظامی از پیش تعریف شده روسها در چنین شرایطی این بود که همه سلاحهای اتمی برای انجام یک ضد حمله به صورت سریع و آنی فعال شوند و پس از آن به مقامات نظامی و سیاسی اطلاع داده شود. صدای آلارمها در پناهگاهی که پتروف در آن بود به گوش میرسید و نورهای قرمز به نشانه شناسایی موشک اتمی آمریکاییها به وسیله ماهوارههای روسی همه جا روشن بودند.
ولی پتروف حس میکرد هشدار کامپیوترها درست نباشد ، او فکر کرد که اگر آمریکا واقعا قصد حمله به شوروی را داشته باشد از همه موشکهایش استفاده میکند و با پرتاب صرفا یک موشک ، فرصت ضدحمله را به روسها نمیدهد. لحظاتی بعد استرس در پناهگاه بیشتر شد و همه افسرها در تشویش بودند چرا که کامپیوترها ، موشکهای دوم ، سوم ، چهارم و پنجم را هم شناسایی کرده بودند.
پتروف دو راه پیش رو داشت : به غریزهاش اعتماد کند و همه اخطارهای کامپیوترها را ناشی از اشتباه آنها بداند و یا طبق پروتکل نظامی ، سیستم موشکی شوروی را فعال کند و آغازگر جنگی شود که بیشک موجب مرگ میلیونها نفر میشود.
پتروف کار اول را انجام داد!
با گذشت دقایقی معلوم شد که حق با پتروف بوده است.همه اینها ناشی از خطای کامپوتر و نقص در یک قطعه چند دلاری بود.پتروف حالا یک قهرمان بود ، او از جنگ اتمی پیشگیری کرده بود ، افسران دور و برش ، تصمیم شجاعانه او را ستودند.
ولی مقامات کرملین اینگونه فکر نمیکردند ، او به هر حال از پروتکل نظامی تخطی کرده بود ، اگر تصمیم او اشتباه از آب در میآمد ، جان میلیونها نفر از شهروندان شوروی را به خطر میانداخت. بنابراین تصمیم گرفته شد که پتروف به بازنشستگی پیش از موعد برود ، با حقوقی حدود 200 دلار در ماه! تا سال 1988 به خاطر حفظ اسرار نظامی کسی از تصمیم قهرمانانه پتروف آگاه نشد ، در این زمان یکی از افسران حاضر در آن پناهگاه کتابی در مورد واقعه نوشت و همه چیز را توضیح داد. قرار است در سال 2008 مستندی با عنوان «مردی که دنیا را نجات داد» ساخته شود.

هیچ کس نمیداند که اگر پتروف ،آن افسر 44ساله ،آن شب در آن پناهگاه نبود ، چه اتفاقی میافتاد و باز کسی نمی تواند حدس بزند اگر همکار آقای پتروف آن روز در شیفت خودش حاضر میشد چه تصمیمی میگرفت ولی مسلم است که پتروف بیشتر از هر شخص دیگری باعث نجات جان انسانها شده است.
عقیده متخصصین بر این است که این دست نوشته 80 صفحه ای که نسخه ای از Grosse Fuge - نوعی کوارتت زهی - برای پیانو است، توسط شخص بتهوون نوشته شده است. تاریخ این نوشته مربوط به آخرین ماههای حیات این موسیقی دان برجسته و زمانی است که او کاملا ناشنوا شده بوده است. این اثر بنا به گفته محققین یک "کشف فوق العاده" و "بسیار با اهمیت" شناخته شده است.
این قطعه گمشده در ماه جولای، توسط هیتر کاربو (Heather Carbo)، کتابدار کتابخانه مدرسه دینی پالمر Palmer، که مشغول تمیز کردن قفسه آرشیو بود، یافته شد. او گفته است: "این نوشته همانجا روی قفسه بود، من کاملا شوکه شده بودم، من چیزهایی درباره یک دست نوشته بتهوون شنیده بودم، بنابر این بلافاصله چیزی را که یافته بودم تشخیص دادم."
سرگذشت این دست نوشته از زمانی که در سال 1890 در برلین نوشته شده است یکی از اسرار تاریخ موسیقی به شمار می رفته است. بنا به گزارش نیویورک تایمز، اکثر نتها با جوهر قهوه ای نوشته شده اند و با دستی خشمناک در گوشه و کنار پراکنده شده اند. این قطعه دارای خط خوردگیها و اصلاحات فراوان است.
دست نوشته Grosse Fuge به عنوان قطعه پایانی کوارتت زهی در سی (B) ماژور و در حدود 130 سال پیش، تکمیل شده است. بتهوون نوشتن این کوارتت را در ماه مه (اردیبهشت) 1825 آغاز کرده و آنرا در سپتامبر(شهریور) همان سال به پایان رسانده است. این اثر بین موسیقیدانان شهرت بدی دارد زیرا اثری بسیار مشکل است و گفته میشود هنگامی که برای اولین بار به اجرای عمومی درآمده است، شنوندگان تنها برای دو موومان آن تقاضای تکرار کرده اند. اما با وجود انتقادهای شدیدی که در آن زمان از این اثر شد، امروز آنرا به عنوان یکی از مهمترین کارهای بتهوون میشناسند.
این آهنگساز بعدها یک نسخه مخصوص پیانو از این اثر تهیه کرد، که همان نسخه یافته شده در پنسیلوانیا است. یکی از مسئولین حراج مهم آثار هنری سوتبی (Sotheby)، گفته است که در اسناد موجود تنها یک شرح کوتاه از این قطعه وجود دارد و آن هم در یک کاتالوگ سال 1890 است و محققین آثار بتهوون هرگز چیزی درباره آن شرح نداده اند. این کشف، لزوم یک ارزیابی مجدد درباره این موسیقی شگفت آور را به وجود آورده است.
ماینارد سولومون (Maynard Solomon)، شرح حال نویس و یک متخصص بتهوون با شهرت جهانی، بعد از دیدن صفحاتی از این دست نوشته آنرا کشفی بسیار مهم خواند و گفت: " این دست نویس در شرایطی عالی است و حاوی تعداد زیادی قطعات جذاب بوده و میتواند موضوع بسیاری تحقیقات و تحلیلهای مهم باشد زیرا یافته شدن آن، یک خلا اطلاعاتی بزرگ در تاریخ آهنگسازی این هنرمند را پر نموده است و یکی از آثار مهم بتهوون است."
این قطعه که دارای اصلاحات، پاک شدگیهایی که موجب دویدن جوهر و سوراخ شدن کاغذ شده اند و دوباره نویسی های متعدد است و همچنین صفحاتی که بعد نوشته شده و در محل مناسب، در بین صفحات چسبانیده شده اند، میزان وسواس و دقت او را در تجدید و اصلاح موسیقی اش نشان میدهد. حالات روحی بتهوون هم در شیوه نوشتن او کاملا مشهود است زیرا هرچه موسیقی قدرتمندتر و شدیدتر میشود، نتها هم درشت تر نوشته شده اند.
ریچارد کریمر (Richard Kramer)، موسیقی شناس دانشگاه نییورک گفته است: "آنچه این سند به ما داده است، بینشی نادر در روند غیرقابل دسترسی و ناشناسی تصمیم گیری است که در طی آن موومانهای این کوارتت بسیار پیچیده به اثری برای دو نوازی پیانو تبدیل شده است."
این دست نوشته آخرین بار در سال 1890، در حراجی در برلین دیده شده است و در طی آن توسط یک کارخانه دار و سازنده سرودهای روحانی به نام ویلیام هوارد دوان William Howard Doane، خریداری شده است